REM
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary jurisdiction in REM (var. in REM jurisdiction) صلاحيت نسبت به مال jurisdiction quasi in REm صلاحيت دادگاه نسبت به علايق مالي خوانده که در حوزه قضايي آن دادگاه واقع است jus ad rem Lat. (see also: jus in re, real right) حق مالکيت ناقص يا محدود
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(rem): بازگشت به واژه rem action in rem jusad rem rapid eye movements (rem) rem (rapid eye movement) اعلان شروع يک توضيح ،مقدار واحد از تشعشع يونيزه کننده کامپيوتر : فرمانREM علوم هوايى : مقدار تابش يونيزه کننده که در صورت جذب توسط يک جسم همان تاثيرات فيزيولوژيکى را که يک رونتگن اشعه ايکس يا تابشهاى گاما دارند خواهد داشت علوم نظامى : مقدار دوز تشعشعى که اثرش برابر يک رونتگن اشعه ايکس باشد کلمات مرتبط(4)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary REM n. Pronunciation: ' rem Function: noun Date: 1957 : RAPID EYE MOVEMENT ]]>