معجم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- کلمهای عربی که با تغییر و تصرفی در زبانی دیگر به کار رفته.
- به فارسی درآورده، به پارسی گردانیده.
- حرف نقطه دار.
- کتاب لغت.
- رفع اتهام شده.
- مرتب به ترتیب حروف تهجی.
* عربی (اِمف.) #کلمهای عربی که با تغییر و تصرفی در زبانی دیگر به کار رفته. #به فارسی درآورده، به پارسی گردانیده.