warehouse warrant

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary bond warrant (see also: dock warrant, negotiable warehouse receipt, warehouse warrant, warrant) گرونامه، رسيد انبارهاي عمومي يا گمرک dock warrant Br. (see also: bond warrant, negotiable warehouse receipt, warehouse warrant, warrant) گرونامه، رسيد انبارهاي عمومي يا گمرک negotiable warehouse receipt (see also: bond warrant, dock warrant, warehouse warrant, warrant) رسيد انبارهاي عمومي يا گمرک warehouse warrant (see also: bond warrant, dock warrant, negotiable warehouse receipt, warrant) رسيد انبارهاي عمومي يا گمرک warrant (see also: bond warrant, dock warrant, negotiable warehouse receipt, warehouse warrant) ضمانت يا تعهد کردن، اجازه، مجوز، سند ذمه، سند عند المطالبه، رسيد انبار عمومي، اجازه پرداخت، قرار بازداشت يا تفتيش، قرار توقيف اموال
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(warehouse warrant): بازگشت به واژه warehouse warrant warehouse warrant بازرگانى : قبض انبار کلمات مرتبط(2)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}