پیشکار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آنکه به نیابت از شخص ثروتمند و صاحب املاک، کارهای او را انجام میدهد، و سرپرست خدمتکاران او محسوب میشود. کارپرداز و مباشر افراد بزرگ و محتشم. نوکر، پیشخدمت، شاگرد نانوا.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary agent ; chamberer ; chamberlain ; majordomo ; steward واژه هاى شامل پيشکار ـ (2)