گاو
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم از حیوانات اهلی علفخوار و شیر ده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary griffon ; neat ; taurus ; thor واژه هاى شامل گاو ـ (84)
- اسم نام دومین برج از برجهای منطقهالبروج، که خورشید در اردیبهشتماه در این برج دیده میشود ثور.
- اسم گاو پیشانی سفید: کنایه از آدم انگشتنما.
- اسم گاو بیشاخ و دم: کنایه از آدم درشت هیکل و بیفرهنگ، شخص ابله.
- اسم گاو کسی زاییدن: کنایه از اتفاق نامساعدی برای کسی افتادن.