اعیان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم بزرگان، بلندپایگان. جمعِ عین.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary grandee واژه هاى شامل اعيان ـ (6)
- اسم : آنکه رفتار و اخلاق چون اشراف از خود نشان میدهد.
- اسم : بزرگ، بلندپایه، از طبقه اشراف.
- اسم : بناها. ساختمانها، مصالح ساختمانی. اعیانی.
- اسم : چیزهایی که بطور مادی وجود دارد، موجودات خارجی (خارج از ذهن).