مقبره
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- مقبرة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bier ; kil ; mausoleum ; monument ; sepulcher ; sepulchre ; sepulture ; tomb ; tumulus واژه هاى شامل مقبره ـ (5)
- اسم گور.
- اسم در فارسی عمارتی که روی قبر سازند.
* عربی # مقبرة