مقتضیات
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- جِ مقتضیه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل مقتضيات ـ (4)
- خواهش شدهها، طلب شدهها.
- لوازم.
- جِ مقتضیه.
- اقتضاکنندهها.
- شایستهها.
- حاجات، ضرورت.
* عربی (اِمف.) # جِ مقتضیه. #خواهش شدهها، طلب شدهها. #لوازم.