پوزه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گرداگرد دهن جانوران.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary beak ; muzzle ; neb ; nozzle ; rostrum ; snout واژه هاى شامل پوزه ـ (19)
- اسم چانه. ؛ ~ کسی را به خاک مالیدن شخص پرمدعایی را به شدت تحقیر و سرشکسته کردن.