منظره
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- منظرة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary landscape ; object ; outlook ; perspective ; picture ; prospect ; scene ; scenery ; sight ; spectacle ; view ; vision واژه هاى شامل منظره ـ (17)
- اسم جایی که بدان نگریسته شده، چشم انداز، نگرشن.
* عربی # منظرة