حضور
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- حاضر شدن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary attendance ; presence ; presentment ; tendance واژه هاى شامل حضور ـ (17)
- صفت وجود، ظهور.
- اسم درگاه، آست ان. ؛~ُ غیاب حاضر و غایب کردن، شناختن کسانی که حاضرند و کسانی که غایبند.