جلو

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary afore ; ahead ; along ; anterior ; before ; beforehand ; forefront ; forepart ; foreside ; forth ; forward ; front ; up واژه هاى شامل جلو ـ (160)
  2. اسم جا یا جهتی که در رو به رو قرار دارد؛ پیش از دیگران یا دیگر چیزها. جهت مقابل.
  3. اسم قسمت پیشین چیزی نسبت به قسمت‌های دیگر.
  4. اسم لگام مرکوب، عنان، افسار.
  5. اسم سیخ کباب (چوبی یا آهنی)
  6. اسم شوخ و سنگ.
  7. اسم پیش، مقابل.

*سانسکریت *واژه جلواز سانسکریت ज्वलति (jvalati)، از پروتو-هندوایرانی *ȷ́wálHati، از پروتو-هند و اروپایی *ǵwélHeti. *

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}