پیشنهاد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bid ; motion ; offer ; plea ; proffer ; proposal ; proposition ; purpose ; suggestion ; tender واژه هاى شامل پيشنهاد ـ (18)
- اسم آنچه برای بررسی و پذیرفته شدن طرح میشود.
- اسم هدف، مقصود.
- اسم انديشهای که آدمی بر نفس خود عرضه کند. قصد. اراده و منظور.
- اسم مراد. مقدمه و قضيه.
- اسم اظهار مطلبی دريافت نيک و بد و سنجش آنرا.
- اسم در اصطلاح بانکداری اعلام خواستاری کاری يا خريد يا فروشی با شرايطی خاص از جانب خواهندهای.