متروک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم رها شده بحال خود، مورد بیتوجهی قرار گرفته، ترک شده، واگذاشته شده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary antiquated ; bleak ; derelict ; desolate ; forlorn ; lonely ; lorn ; obsolete واژه هاى شامل متروک ـ (5)
- اسم باطل شده.