سروش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم فرشته، ایزد، وحی، الهام، آواز خوش و نغمه. سامان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary gabriel ; oracle
- اسم نام روز هفدهم از هر ماه شمسی.
- اسم در آیین زردشتی، نماد فرمانبرداری از اهورامزدا که به امر حساب و کتاب در روز رستاخیز میپردازد.
- اسم در شاهنامه پس از اسامی کیومرث، سیامک و آهرمن نام سروش آمده به عبارتی او چهارمین موجود شناخته شده در شاهنامه است.