مترجم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- از زبان دیگر گردانده، ترجمه شده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary dragoman ; interpreter ; latimeria ; translator واژه هاى شامل مترجم ـ (2)
- کسی که مطلبی را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.
- اسم مترجم
* عربی (اِمف.) # از زبان دیگر گردانده، ترجمه شده.