fall in

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary ccollapse|give way|cave in|fall in|crash|break down|crack|effondrement|fall|slump|crumble => effondrement fru rixtan
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(fall in): بازگشت به واژه fall in fall in فروريختن ،به خط شدن ،فرمان به جاى خود،به خط شويد،بدو به خط،فرو ريختن ،شکم دادن ،در صف امدن ،مطابقت کردن ،موافق شدن علوم مهندسى : شکم دادن علوم نظامى : عقب توپ رو کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fall in Function:           intransitive verb Date:               1719 1 : to sink inward <the roof fell in > 2 : to take one's proper place in a military formation   –fall in with 1 : to concur with <had to fall in with her wishes> 2 : to harmonize with <it falls in exactly with my views> 3 : to begin associating with <she fell in with a bad crowd>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}