شیب
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- سفید شدن موی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary declivity ; dip ; glacis ; gradient ; inclination ; incline ; pendant ; rake ; shelving ; slant ; slope ; talus ; tilt واژه هاى شامل شيب ـ (26)
- صفت پی
- اسم رشتة تازیانه.
- اسم پایین، سرازی
- اسم آمیختگی، امتزا
- اسم تکان، لرزش.
- اسم سرگشته، آشفته.