افق

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary horizon واژه هاى شامل افق ـ (7)
  2. اسم : خطی که به نظر میرسد در محل تقاطع زمین و آسمان وجود دارد.
  3. اسم کناره آسمان. کرانه. ناحیه. مفردِ آفاق.
  4. اسم پهنه، گسترده، ساحت ← معمولا در این معنی، جنبه مجازی دارد.
  5. اسم : صفحه‌ای که از مرکز زمین به موازات افق حسی رسم شود؛ افق آسمانی، افق حقیقی، افق هندسی
  6. اسم نیم دایره‌ای که در امتداد آن، چشم کره زمین را می‌بیند.
  7. اسم محیط دایره ناتمام که در امتداد آن چشم شخصی کره زمین را می بیند. حد فاصل میان بخش مرئی و بخش نامرئی آسمان؛ کران.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}