ورق
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم برگ، برگ کاغذ، برگ درخت. مفردِ اوراق.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary card ; foil ; leaf ; sheet واژه هاى شامل ورق ـ (51)
- اسم واحد شمارش قطعات کاغذ.
- اسم واحد شمارش برگهای کتاب.
- اسم : صفحه فلزی نازک معمولاً با پهنا و طول استاندارد.
- اسم : مجموعه ۵۲ یا ۵۴ کارت مستطیل شکل و طرحدار که برای ورقبازی کردن بکار میرود.