حکایت
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- حکایة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary allegory ; anecdote ; exemplum ; marchen ; narrative ; novella ; story ; tale واژه هاى شامل حکايت ـ (4)
- نقل کردن مطلب یا داستانی.
- اسم داستان، سرگذشت، قصه.
- اسم متن نوشتهشده یا نقلشدهای که وقایع و حوادثی که روی داده است را روایت میکند. این وقایع و حوادث ممکن است واقعی و یا خیالی باشند.
* عربی # حکایة