گبر

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم خفتان، لباس جنگی، جوشن.
  2. اسم خیمه که به یک ستون برپای باشد.
  3. اسم نوعی سنگ که از آن دیگ و کاسه و امثال آن درست می‌کنند.
  4. صفت آتش پرست، مجوس.
  5. صفت گبر در گویش گنابادی به معنای انسان تنومند و قوی هیکل گفته میشود.
  6. صفت گبر به زرتشتیان قدیم که پس از حمله اعراب مسلمان نشدند به طعنه اطلاق میگردید. حال آنکه گبرها با زرتشتیان فرق داشته‌اند و زرتشتیان مردگانشان را خاک نمیکردند بلکه جسد آنها را در کوهستان و بیابان‌ها رها میکردند تا خوراک حیوانات وحشی شوند و معتقد بودند جسد انسان اگر دفن شود خاک را آلوده میکند.
  7. صفت گبرها مردگان خود را با دارایی‌شان دفن میکردند و قبرستان‌های آنها به گورهای گبری شهرت دارد و سالهاست توسط سارقان میراث فرهنگی در نقاط مختلف ایران پس از شناسایی غارت میشوند
  8. صفت دین گبرها دیویسنا بوده است. که دیو به معنای خدا بوده و پس از ظهور زرتشت و دشمنی زرتشت با این دین، آن را به افول نهاده و به تدریج در دین زرتشت ادغام شده است.
  9. صفت گبر امروزه به کسانی که دینی ندارند اطلاق میگردد. وقتی میگویند طرف گبر است یعنی بی‌دین و بی‌خدا میباشد. (اتئیست)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}