پهلوی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت به پارتی گویند که از پارت ها آریایی
- صفت فریدون جنیدی در کتاب « نامه پهلوانی » در این باره می نویسد : آنچه که از شاهنامه بر می آید چنین است که زبان پهلوی ، زبان همگانی کشور ایران بوده است. و آن هم نامور است به « پَهْلَو » . نخستین باری که در شاهنامه از پَهْلَو یاد می شود در زمان منوچهر است یعنی زمانی که از دید تاریخی برابر است با زمان پس از مهاجرت آریاییان و سه گروه شدن آنان : بفرمود پس ، تا منوچهر شاه ز پَهْلَو به هامون گذارد سپاه و چون در این چامه ، پَهْلَو در برابر هامون و دشت آمده ، آشکار می شود که پَهْلَو در آغاز به معنی کوه و کوهستان بوده ، و این معنی چند بار دیگر نیز در شاهنامه بازگفت شده است . بفرمود تا قارن رزم جوی ز پهلو به دشت اندر آورد روی بنابراین شکی نمی ماند که پَهْلَو در ریشه به معنی کوهستان بوده است . بایستی درباره ی آن موشکافی کرد . باستان شناسانی که در دشت های ایران به جست و جوی پرداخته اند ، شگفت زده شده اند ک…
- صفت پادشاهی، سلطنتی.
- صفت پهلوانی، قهرمانی.
- صفت نام خط و زبان ایرانیان در زمان اشکانیان و ساسانیان.
- صفت آهنگی است در موسیقی قدیم.
- صفت نوعی سکه طلا مشهور به سکه پهلوی با نقش شاهان پهلوی اول و دوم (آخرین سلسله پادشاهی در ایران).
- اسم پهلوی یا پارسی میانه ریشه زبانهای دری و فارسی امروز است.
- اسم پهلو با اضافه.
*اوستایی و پهلوی اسم ۱.واژه پهلوی/pahlavī/ پهلوانی، زبان پهلوانی و زبان فارسی، زبان امروزی ایران که پارسی میانه و پارسیک گفته می شود. پهلوی / pahlavī / واژه ی پهلوی از pahlav / پهلو گرفته شده از واژه ی اوستایی péréθ-u / پرَ ثوَ که به زبان پهلوی پهلوانی گفته می شود. پهلوی زبانی است از قوم پَرثَو یا پهلو / pahlava که پهلوان ( پهلو + وان ) = دلیر. پهلوی= زبان پهلوانان > پهلو