نسک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (قدیم): نسخه، برگه، سند، کتاب.
- اسم هر بخش از بیست و یک بخش اوستا به منزله فصل و باب.
- اسم نرس، نرسک.
- اسم عدس.
- اسم خارخسک.
- اسم عبادت کردن.
- اسم هر دفتر را نام باشد از دفاتر پازند. قسمی باشد از بیست و یک قسم کتاب زند منسوب به زردشت که هر قسم را نسک نام نهاده و هر نسک را به اسمی موسوم ساخته بدین تفصیل: ایتا، اهو، دیر، یوا، تار، توش، ناد (که در علوم نجوم و هیات است)، اشتاد، جید، هجا، ونکهویش، وزدامنکهو، سیتنا، نام، انکهیش، مزدا، خشرمچا، اهرا، آیم، درکوبیو، واستارم.