نسک

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (قدیم): نسخه، برگه، سند، کتاب.
  2. اسم هر بخش از بیست و یک بخش اوستا به منزله فصل و باب.
  3. اسم نرس، نرسک.
  4. اسم عدس.
  5. اسم خارخسک.
  6. اسم عبادت کردن.
  7. اسم هر دفتر را نام باشد از دفاتر پازند. قسمی باشد از بیست و یک قسم کتاب زند منسوب به زردشت که هر قسم را نسک نام نهاده و هر نسک را به اسمی موسوم ساخته بدین تفصیل: ایتا، اهو، دیر، یوا، تار، توش، ناد (که در علوم نجوم و هیات است)، اشتاد، جید، هجا، ونکهویش، وزدامنکهو، سیتنا، نام، انکهیش، مزدا، خشرمچا، اهرا، آیم، درکوبیو، واستارم.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}