اردک
زبان مبدأ: فارسی
/www.iranicaonline.org/
معنی فارسی
- اسم پرنده اهلیِ شناگری که پرواز نمیکند، انگشتان پایش پرده دارد، و منقارش بزرگ و تخت است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary duck واژه هاى شامل اردک ـ (25)
- اسم اردک از دگرگون شده واژه پهلوی ادرگ که اسم دخترانه است اسم دختر پادشاه ساسانی یزدگرد سوم بود.منابع ها. کریستین سن. ایران در زمان ساسانیان، ص ۵۳۱ فرهنگ شیعه، محمد خطیبی، صفحهٔ ۱۰۴ https://www.iranicaonline.org/articles/ali-b-hosayn-b-ali Muh’sin al-Ameen al-A’mili, A’yan as-Sheea’h, Damascus, 1935, IV, 189.
- اسم مرغابی، یکی از طیور که در آب شنا میکند و در هوا نیز پرواز میکند. منقار پهن، پاهای پرده دار و پرهای رنگین دارد.
- اسم اردک از کون کسی پراندن: در فشار و تنگنا قرار دادنِ او؛ ناتوان کردنِ او.