گَلِ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- حرف : در فارسی بالای. کنارِ. بدورِ، دورِ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary blossom ; clay ; flower ; lair ; mud ; silt ; slob ; slobber ; slosh واژه هاى شامل گل ـ (295)
- حرف مترادف بن مضارعِ آمد یا آمدن در فارسی،