ناف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم سوراخ مانندی در وسط شکم.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary belly button ; navel ; umbilicus واژه هاى شامل ناف ـ (7)
- اسم میان هر چیزی. ؛~ کسی را به نام کسی بریدن آن راهنگام تولد نامزد این کردن. ؛به ~ کسی بستن الف - به مقدار فراوان به کسی خوراندن. ب - نثار کسی کردن.