ماندگار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت کسی که در جایی اقامت (دایم یا طولانی)
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary immanent ; indelible ; indissoluble ; ineffaceable ; monumental ; perdurable ; persistent ; settler ; settlor واژه هاى شامل ماندگار ـ (1)
- صفت کند.
- صفت پایدار، ماندنی.