منفی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- نفی کرده شده، دور کرده شده.
- نیست شده.
- تبعید شده (از شهر خود)
- سخنی که در آن حرف نفی باشد (دستور)
- دارای حالت نفی، مخالفت یا رد و انکار. مق مثبت.
- اسم محل تبعید، تبعیدگاه.
- اسم منفی
* عربی (اِمف.) #نفی کرده شده، دور کرده شده. #نیست شده. #تبعید شده (از شهر خود) #سخنی که در آن حرف نفی باشد (دستور) #دارای حالت نفی، مخالفت یا رد و انکار. مق مثبت.