منفی

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. نفی کرده شده، دور کرده شده.
  2. نیست شده.
  3. تبعید شده (از شهر خود)
  4. سخنی که در آن حرف نفی باشد (دستور)
  5. دارای حالت نفی، مخالفت یا رد و انکار. مق مثبت.
  6. اسم محل تبعید، تبعیدگاه.
  7. اسم منفی

* عربی (اِمف.) #نفی کرده شده، دور کرده شده. #نیست شده. #تبعید شده (از شهر خود) #سخنی که در آن حرف نفی باشد (دستور) #دارای حالت نفی، مخالفت یا رد و انکار. مق مثبت.

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}