تضمین
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- بر عهده گرفتن تاوان، ضمانت کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary assurance ; collateral ; embodiment ; guaranty ; seal ; security ; warranty واژه هاى شامل تضمين ـ (7)
- بیتی یا مصراعی که شاعری از شاعر دیگر در شعر خود بیاورد.