خسرو
زبان مبدأ: فارسی
/www.iranicaonline.org/
معنی فارسی
- اسم پادشاه؛ شاه؛ پادشاه بزرگ.
- اسم نامی مردانه و ایرانی.
- اسم در شاهنامه، صورت کوتاهشدهٔ نامِ کیخسرو؛ پسرِ سیاوش و فرنگیس و نوهٔ کیکاووس.
از فارسی میانهٔ Husrōy یا Husraw؛ دنبالهٔ نام ایرانیِ کهنِ *Hu-sravah- و مرتبط با اوستاییِ Haosrauuah، به معنای تقریبیِ «دارای آوازهٔ نیک» یا «نیکنام». صورت عربیِ «کِسرىٰ» از نام ایرانیِ «خسرو»، احتمالاً با میانجیگریِ سریانیِ Kwsrw، وام گرفته شده است و سرچشمهٔ واژهٔ فارسی «خسرو» نیست.