رحم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- مهربانی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary clemency ; compassion ; compunction ; lenity ; matrix ; mercy ; pity ; ruth ; uterus ; venter ; womb واژه هاى شامل رحم ـ (12)
- بخشودن، گذشتن.
- رَحم واژه ای پارسی و اربیده شده و نام ایزدی در ایران باستان به نام " رام یا رَم " بوده است. میتوان به شکل های : رَهم ، رَیم ، رام و رَم به کار بُرد ؛ بَرساخته های اربی از رَحَمَ وَ بَرابَر پارسی آن ها : راحِم = رَهمَنده ، رامَنده مَرحوم = رَهمیده ، رامیده تَرحیم = رَهمانِش ، رامانِش تَرَحُّم = رَهمِش ، رامِش اِرحام = رَهمیدَن ، رامیدَن مُراحِم = هَم رَهمی ، هَم رامی رَحمان = رَهمِشمند ، رامِشمَند ، رَهمه ، رامه ، رَهمو ، رامو رَحیم = رَهما ، راما اَرحام = رَهم ها ، رام ها
- اسم زهدان، بچه دان.