ماشین
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دستگاهی که به وسیله موتور یا دینام یا بدون آن حرکت میکند و کارهای مختلف انجام میدهد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary apparatus ; automaton ; engine ; gin ; machine ; mechanism ; mill ; motor ; plant واژه هاى شامل ماشين ـ (200)
- اسم خودرو، وسیله نقلیه موتوری، اتومبیل.
* فرانسوی machine