نیمروز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ظهر، میان روز، وسط روز.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary midday ; noon ; noontide ; noontime واژه هاى شامل نيمروز ـ (5)
- اسم نام پردهای از موسیقی
- اسم جنوب
- اسم نام قدیم سیستان. در شاهنامه نام شهری است که به قوم زابلی تعلق دارد و احتمالا مرکز سیاسی زابل یا سیستان بوده و نخستین رئیس آن از جانب منوچهر سام است سپس زال.