فرساب

زبان مبدأ: فارسی

/web.archive.org/

معنی فارسی

  1. اسم ساییدگی سطحها در اثر فرایندهایی مانند اثر آب، باد، یخبندان و غیره.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary ablation

Farsâb from far-, prefix denoting "abundance, excess" + sâb present stem of sâbidan "to rub, wear out," variants sâyidan, pasâvidan "to touch," Khotanese sauy- "to rub," Sogdian ps'w- "to touch," Proto-Iranian *sau- "to rub." # [https://web.archive.org/web/20071017002946/http://aramis.obspm.fr/~heydari/dictionary/abbreviations.html Abbreviations and symbols ] # [https://web.archive.org/web/2007101…

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}