دکمه

زبان مبدأ: فارسی

/web.archive.org/

معنی فارسی

  1. اسم چیز کوچکی که به لباسها، کیفها و غیره دوخته می‌شود بمنظور بستن آنها یا به عنوان زینت.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary button ; gemma ; knob ; knop ; tuber ; tubercle ; tuberculum واژه هاى شامل دکمه ـ (30)
  3. اسم موضوع را مرحله‌به‌مرحله باز کنیم و از منابع معتبر استفاده کنیم تا ببینیم واژه تَکمه / دُگمه (Button) در اصل ترکی است یا هندواروپایی. --- ۱. منابع لغوی فارسی در لغت‌نامه دهخدا و دیگر متون قدیمی (برهان قاطع، ناظم‌الاطباء، آنندراج) «تَکمه» به‌صورت مستقل در فارسی آمده است: معنی «گوی گریبان»، «گره»، «دکمهٔ لباس» دارد. صورت‌های قدیمی آن به‌صورت تُکمه، تِکمه، تَکمه ضبط شده است. هیچ‌یک از این منابع آن را صریحاً «ترکی» معرفی نکرده‌اند؛ بلکه برخی (مثل غیاث‌اللغات) حتی گفته‌اند قیاس با لغت هندی «گهندی» (=حلقه کوچک) صحیح نیست. --- ۲. ریشه‌شناسی در زبان‌شناسی تاریخی 📌 واژه تکمه/دکمه از دیدگاه زبان‌شناسان هندواروپایی: ریشه از فعل فارسی باستان و اوستایی tak- / dak- به‌معنای «فشردن، زدن، کوبیدن» است. در اوستایی داریم: tak- = فشردن، فشار دادن. در سانسکریت هم: takman- = گره، گرفتگی، عقده. در فارسی میانه (په…
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}