راژمان

زبان مبدأ: فارسی

/web.archive.org/

معنی فارسی

  1. اسم مجموعه یا ترکیبی از چیزها یا اجزایی که کل، مرکب یا واحدی را تشکیل می‌دهند.
  2. اسم اصل‌ها، آموزه‌ها، و غیره در حیطه خاصی از شناخت یا اندیشه.
  3. اسم (اخترشناسی): گروهی جسم آسمانی که به هم مربوطند و با هم بنا بر قواتبن طبیعی عمل می‌کنند.
  4. اسم «راژمان» از راژ، از اوستایی -raz، فارسی باستان-rad
  5. اسم «آراستن، نظم دادن» + پسوند اسم‌ساز -مان که در واژه‌های
  6. اسم سازمان، ساختمان، زایمان، چایمان و دیگرها به کار رفته.
  7. اسم این واژهای اوستایی و فارسی باستان همریشه‌اند با سانسکریت -raj «فرمان راندن، اداره کردن، هدایت کردن»،
  8. اسم یونانی oregein «گستردن»، لاتین rego «راه بردن»، هندواروپایی نخستین -reg* «راست رفتن، راست کردن». در فارسی نوین شمار بسیاری واژه از -raz و -rad می‌آیند: راست، آراستن، راشت (افراشتن)
  9. اسم رج، رژ، رژه، رده، راده، ردیف؟، (در قُمی)
  10. اسم رچ rec «ردیف، رده، » (در لری)
  11. اسم رزگ rezg «ردیف، صف»، ریس، ریسه، رسته، رای (در آرایش، رایانه، رایانگر)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}