ساعت
زبان مبدأ: فارسی
/---/
معنی فارسی
- اسم واحد اندازهگیری زمان معادل یک بیست و چهارم شبانه روز؛ هنگام، زمان اندک.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary clock ; horologe ; hour ; ticker ; timepiece ; timer ; watch واژه هاى شامل ساعت ـ (65)
- اسم رستاخیز، روز قیامت.
- اسم به زبان کُردی: سات