اکد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- مترادف کاشته، اصطلاحی زراعتی-کشاورزی بویژه کاشت دانه یا تخم هندوانه، خربزه، خیار، کدو و مانند آنها.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل اکد ـ (2)
- بخش شمالی سرزمین میان دو رود بینالنهرین همچنین شهر و کشوری تحت همین عنوان پایتخت سارگونبزرگ پیرامون ۲۳۰۰ پیش از میلاد.
- : موکدتر. اکیدتر.
- گندم را به پا کوفتن. دیاست کردن.