سال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم واحد اندازهگیری زمان معادل سیصدوشصتوپنج شبانه روز و حدود پنج ساعت و چهلونُه دقیقه در سال شمسی یا معادل سیصدوپنجاهوچهار روز در سال قمری.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary annum ; year واژه هاى شامل سال ـ (66)
- اسم اتاق بزرگ، تالار.