هندوانه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (گیاهی): گیاهی است علفی از تیره کدوییان، میوه آن درشت کروی یا بیضوی است و مغز آن لطیف و آبدار و سرخ یا زرد رنگ. تخمهای ریز دارد و تفت داده آن یک قسم آجیل است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary melon ; watermelon واژه هاى شامل هندوانه ـ (1)
- اسم هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن کنایه از: با ستایش از کسی او را مغرور کردن و فریفتن.