عینک

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم وسیله‌ای معمولا دارای دو سته و دو شیشه که برای کمک به بینایی، حفاظت چشم از نور خورشید یا اشیای خارجی به چشم، روی بینی قرار می‌گیرد.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary eyeglass ; glass ; glass eye ; glasses ; interpupillary ; lorgnette ; specs ; spectacle ; winker واژه هاى شامل عينک ـ (25)
  3. اسم یک جفت شیشه طبی که در قابی دارای دو دسته قرار گرفته، آن را به چشم می‌نهند برای کمک به چشم‌های ضعیف یا برای محافظت چشم در برابر نور شدید آفتاب.

*فارسی *کلمه « عینک پارسی است یا عربی؟ » عینک غلط ساختگی میباشد و به جای آن « آیینک » درست است . در پارسی قدیم ، شیشه را « آبگینک » می نامیدند که معنی آن آب مانند است . سپس کسانی آن را آیینک خواندند. ( آیینه هم گفته میشد) سر کلمه ُ آبگیینه و آیینه و آیینک یکی است ولی هر کدام به معنی جدای دیگری بکار میرود منبع: کسروی تبریزی ، مجله پیمان

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}