رود
زبان مبدأ: فارسی
/web.archive.org/
معنی فارسی
- اسم نهر، جوی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary flood ; kil ; stream واژه هاى شامل رود ـ (125)
- اسم فرزند، پسر یا دخ
- اسم ساز، ساز زهی.
- اسم سرود.
- اسم جِ رود جامه.
- اسم رود
- اسم رابهای بزرگ از آب، رودخانه.
- اسم اخترشناسی: هماخترانی (صورت فلکی)
- اسم کشیده در نیمکرهی جنوبی.