برف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آب منجمد که به صورت بلورهایی به شکل منشور مسدس - القاعده متبلور میگردد و در فصل سرما از ابرها به زمین میبارد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary hydrometeor ; snow واژه هاى شامل برف ـ (42)
- اسم برف
* پهلوی ریشه واژه "برف" به زبان فارسی به "برف" میرسد که به معنی برف سفید و نرم است. این کلمه احتمالاً از ریشهی پرف لغت یا فرف لغت گرفته شده است. در زبان های دیگر از جمله زبان انگلیسی، کلمه "snow" از ریشهٔ قدیمی "snīwan" به معنی برف سفید و نرم گرفته شده است.