خانه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم بنایی برای سکونت و زندگی یک یا چند نفر، بویژه اعضای یک خانواده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary domicil ; domicile ; home ; house ; lar ; lares ; lodge ; quarterage ; room ; shack ; socket واژه هاى شامل خانه ـ (156)
- اسم مرکز یا ساختمانی که برای امر خاصی بکار میرود.
- اسم منسوب به خان؛ محل سکونت، منزل، سرای، دار.
- اسم خانه بخت رفتن کنایه از: شوهر کردن.