خف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم مخفف خفه، گلوله برای تنظیم هواکش تنور خانگی در گذشته که پارچهای بود باندازه دهانه دریچه هواکش تنور.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل خف ـ (1)
- اسم آتشگیره، گیاه خشک که زود آتش بگیرد.
- اسم خُفَ: در گویش گنابادی یعنی عطسه ، معادل واژه حَکَُچَ در گناباد است.
- صفت (عربی): سبک، خفیف. کفش.