coaxial

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(coaxial): بازگشت به واژه coaxial coaxial cable coaxial cathod coaxial graphical correlation coaxial line متحدالمرکز،هم محور علوم مهندسى : هم محور معمارى : هم اسه علوم نظامى : موازى کلمات مرتبط(4)
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary co·ax·i·al adj. Pronunciation: ( ˌ )kō- ' ak-sē-əl Function: adjective Date: 1881 1 : having coincident axes 2 : mounted on concentric shafts –co·ax·i·al·ly \-sē-ə-lē\ adverb coaxial cable Function: noun Date: 1936 : a transmission line that consists of a tube of electrically conducting material surrounding a central conductor held in place by insulators and that is used to transmit telegraph, telephone, and television signals ― called also coax cable
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}