باد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (علوم زمین): حرکت طبیعی و معمولا افقی هوا بر سطح زمین یا بر فراز آن،
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary air ; blast ; emphysema ; flatulence ; gale ; squall ; swelling ; turgidity ; whiff ; wind ; windiness واژه هاى شامل باد ـ (167)
- اسم وزشی که در اثر جابجا شدن هوای گرم و سرد بوجود میآید.
- اسم یکی از چهار عنصر (آب، باد، خاک و آتش).
- اسم در ترکیب با کلمۀ دیگر معنای دارندگی میدهد، آذرباد، گلباد.