تابستان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم فصل گرما، زمان تابش و یکی از چهار فصل سال بین بهار و پائیز. هرگاه که آفتاب به اول برج سرطان رسد تا به برج میزان تابستان باشد. موسم گرما را گویند. سپیدبر. صیف.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary summer ; summery واژه هاى شامل تابستان ـ (9)