دیافراگم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم سوراخ جلو دوربین عکاسی که کوچک و بزرگ میشود، میان بند (فره)
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary diaphragm ; shutter واژه هاى شامل ديافراگم ـ (1)
- اسم حجاب حاجز، پردة دل، پردة بین دو سوراخ بینی.
- اسم دیافراگم
- اسم پردهای در دوربین عکاسی که از تیغههای نازک فلزی تشکیل شدهاست و مانند مردمک چشم کوچک و بزرگ یا تنگ و گشاد میشود.
- اسم تنها عضله مخطط غیرارادی بدن که به دندههای انتهایی و مهرهها میچسبد و قفسه سینه را از محوطه شکم جدا میکند. حجاب حاجز.
* فرانسوی